زن غربی – زن شرقی

مریم روزبهانی

جنبش های حقوق زنان، در غرب برای احقاق حقوق پایمال شده زن غربی به وجود آمده و این در حالی است که چون زنان ایرانی از چنین حقوقی برخوردارند، این جنبش ها صرفا جنبه رسانه ای و فشار تبلیغاتی دارد.

حقوق زنان، برابری زنان و مردان، کمپین آزادی زنان، فعال حقوق زنان و عباراتی از این دست؛ این روزها از رسانه ها بیش از همیشه شنیده می شود و بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران به سوژه ای جذاب برای رسانه ها و بوق های امپریالسم رسانه ای و نهادهای حمایت از حقوق زن بدل شده است.

شکل گرفتن جنبش های فمینیستی و کمپین ها و نهادهایی برای دفاع از حقوق زنان، ریشه در غرب و شرایط اجتماعی یک قرن اخیر آن دارد که گاه جنبه اعتراضات پست مدرن را به خود گرفته است، اما اغلب واکنشی است به پایمال شدن کرامت ذاتی زنان در جوامع غربی.

زن غربی-زن شرقی

زن غربی-زن شرقی

البته جنبش های حمایت از حقوق زنان درغرب، پس از راه صعبی که برای احقاق حق از دست رفته خود پیموده است؛ با شکست مواجه شده و این جنبش ها، به کمپین های مبارزه با خشونت علیه زنان، مبارزه با تجاوز جنسی، مبارزه با قاچاق زنان و دختران و همچنین مبارزه با بردگی جنسی زنان بدل شده اند؛ که این نشان از تنزل پی در پی حقوق زن غربی دارد.

با در نظر گرفتن مسیری که جنبش های فمینیستی در غرب طی کرده اند؛ جنبش های حقوق زنان ایران نیز به تقلید از مدل غربی خود شکل گرفتند؛ اما بدون در نظر گرفتن این نکته که زن غربی تحت فشار اجتماعی و شرایط خاص غرب، این نیاز را احساس کرد که باید به شان از دست رفته خود برگردد و منزلت اجتماعی خود را از مجرای چنین جنبش هایی مطالبه کند؛ اما زن ایرانی در حال حاضر، با چنین تجربه ی اجتماعی دست و پنجه نرم نمی کند.

عموم سازمانهای حقوق زنان، حقوق زن را در جوامع مختلف در این موارد جستجو می کنند: حق تحصیل، حق رای، حق فعالیت های اجتماعی، برخورداری از مناصب حکومتی و پست های مدیریتی، ورزش بانوان و نقش تعریف شده برای زن در قانون اساسی هر کشور؛ که براساس این موازین کشور ایران، از استاندارد بالایی برخوردار است و در این میان میزان تحصیلات زنان ایرانی در نسبت با مردان و همچنین ورزش بانوان از نقاط درخشان این پرونده است.

چنانچه که به اعتراف یکی از فعالان حقوق زنان (شیرین عبادی در مصاحبه با خبرگزاری لا اسپزیا ایتالیا)، در خصوص تساوی حقوق زنان با مردان در ایران: “زنان از حقوقی برابر و شاید هم بیش از مردان در ایران برخوردارند. بیش از ۶۵ درصد دانشجویان ایرانی را زنان تشکیل می‌دهند و بسیاری از استادان دانشگاه‌ها نیز زن هستند. زنان ایرانی حتی زودتر از زنان سوئیسی به سن مورد نظر برای رای دادن دست می‌یابند و در پست‌های سیاسی نیز به درجات بالا می‌رسند.” اما رسانه هایی که “حق زن” را فریاد می کنند؛ با نا امیدی از سایر موارد حقوق زنان ایرانی و به تبع موج اسلام ستیزی و ایران ستیزی، بیشترین فشار تبلیغاتی را با طرح مساله “حجاب و آزادی جنسی زن” به ایران وارد می آورند و در سایر حوزه ها حرفی برای گفتن ندارند.

تجربه تلخ زن غربی گواهی می دهد، که برهنگی او و حضور برهنه اش در جامعه نه تنها به آزادی و احقاق حق او نمی انجامد بلکه با تنزل منزلت و کرامت انسانی زن، وی را به کالایی جنسی تبدیل می کند.

زن غربی گاه گربه ملوسی است برای تزیین ویترین زندگی سرمایه داری و گاه ابزاری جنسی است برای پاسخگویی به شهوت سیری ناپذیر مردان دله. از این رو زن غربی برای فرار از نتایج فاجعه بار این سبک از آزادی و حضور در اجتماع، با بیم و هراس راه نجات خود را در سازمان های حمایت از حقوق زن و یا مبارزه با بردگی جنسی می بیند.

غرب امروز با آزادی های عجیب وغریبی که (صرفا به لحاظ آزادیهای جنسی) دارد؛ کانون پرورش جنبش های فمینیستی است. البته بنا به قول یکی از جامعه شناسان غربی، طرفداران حقوق زنان، حتی به اندازه اختراع ماشین لباسشویی به جامعه زنان خدمت نکرده‌اند و در واقع از زن به عنوان ابزاری برای اعمال خودکامگی سران استکبار استفاده شده است.

به نظر می رسد اگر چه طرفداران تفکرات لیبرالیستی از ابتدا قصد داشته اند به بهانه دفاع از زن فرهنگ بی بند و باری را در لفافه‌ای به نام تساوی حقوقی به خورد افکار عمومی و البته زنان بدهند اما در این میان زن مدرن نیز در سرعت بخشیدن به این روند و تن دادن به این جفاها کم مقصر نبوده است !!!




coded by nessus
1 نظر
  • iman می‌گه:

    جالب بود……

  • پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>